محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1442

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

ابتدا به سراب آمده برادر خود جعفر قلى خان را به حكومت قراجه‌داغ مأمور و برادر ديگر را كه محمّد على سلطان نام داشت به داروغگى تبريز فرستاد و خود به قزوين رانده اين بلده را محاصره نمود . چون اين جمله معروض آستان حضرت خاقان شد ابتدا حسين خان قاجار قزوينى قوللر آقاسى را مأمور قزوين كردند ، و در اين اوان محمّد ولى خان قاجار كه مأمور حراست مشهد مقدّس بود به دار الخلافه آمد و موكب منصور شهريار عظيم الشأن حضرت خاقان با عساكر فراوان متوجّه قزوين شد ، صادق خان شقاقى نيز با بيست و پنج هزار قشون آذربايجان در محلّ موسوم به خاك على از حومهء قزوين مهيّاى جدال شد پس از تلاقى دو لشكر و جنگ سخت صادق خان شكستى فاحش يافت و ده هزار نفر از همراهان او مقتول و مجروح و دستگير شدند و خود به طرف سراب گريخت و اين در اواسط ماه ربيع الاول بود . پس از غلبهء عساكر منصوره حضرت خاقان شهر قزوين را به ورود مسعود مزيّن فرمودند و در اينجا چند تن از غلامان و دو نفر را كه در قتل شاه شهيد دخالتى داشتند به راه عدم روانه نمودند و چون نواب حسينقلى خان در جنگ با صادق خان جلادتى به كار برده بودند به حكمرانى ايالت فارس نايل گرديدند و رأيات ظفرآيات همايون متعاقب صادق خان روانهء آذربايجان گرديد ، بعد از ورود به زنجان معلوم شد كه در آن حدود و سامان طاعون بروز كرده اين واقعه اسباب معاودت اردوى معلّى به دار الخلافه گرديد ، و در ماه جمادى الآخره اين سال موكب همايون به طهران معاودت فرمود - هم در اين اوان محمّد خان قوانلوى قاجار ايروانى را كه چندى مغضوب بود به ايروان مأمور فرمودند ، و اسمعيل خان قاجار شامبياتى را به كوتوالى قلعهء مزبور فرستادند ، و جعفر قلى خان دنبلى حكومت خوى و تبريز يافت ، و صادق خان شقاقى ربقهء انقياد را به گردن گرفته جواهر و اثاثهء سلطنت را به حضور موهبت ظهور خاقانى انفاذ داشت و به حكومت سراب و گرمرود نايل گرديد ، و ابراهيم خليل خان نيز كمر اطاعت به ميان بست و حسينقلى خان عز الدين لوى قاجار به حمل نعش شاه شهيد سعيد نور اللّه مضجعه كه در شوشى امانت گذاشته شده بود مأمور گرديده جسد مطهّر آن شهريار عظيم الاقتدار را به دار الخلافه آوردند ، و هنگام ورود حضرت خاقان و جميع شاهزادگان و امرا و